مقاله تحقیقی با موصوع لا نفی جنس
باسمه تعالي
موضوع تحقيق : لاي نفي جنس
تهيه وتنظيم : معصومه ياري
سال تحصيلي :91-90
دبيرستان رضويه2
لا النافية للجنس
لاي نفي جنس چه حکمي دارد ؟ لاي نفي جنس مانند اِلاّ عمل مي کند به اين معني که اسم را منصوب و خبر را مرفوع مي کند مانند : لاَ رُجل َ في الدار هيچ مردي در خانه نيست
انگيزه اصلي از ناميدن به لا نفي جنس : در آن است که حرف مزبور بتقتدير (مِن ) جارّه که پس از آن قرار ميگيرد خواهد بود مانند : لا رُجلَ في الدار لا مِن رجلٍ في الدار بنابر اين آن هنگام که بگوئيد لارجلَ في الدار جنس و حقيقت وجود مرد را در خانه نفي نموده ايد بر همين پايه ( منظور نفي جنس و حقيقت وجود آن ماهيت است ) صحيح نيست بدنبال آن بگوئيم بل رجلانِ بلکه دو مرد در خانه است . اما اين حکم در مورد لاشبيه به ليس جريان ندارد زيرا پس از لاي شبيه ليس مي توان گفت لا رجلًٌ في الدار ِ بَل رجلانِ
لا نفي 1)ممکن است مقصود از آن نفي وحدت باشد لا رجلٌ في الدارِ.
2) ممکن است مقصود از آن نفي جنس باشد لا رجلَ في الدار زيرا گوينده مي خواهد نفي صريح و عام را اراده کند به همين منظور ادباء از اين لفظ لا به لاي نفي جنس تعبير
مي کنند
عـمل لا
لا مانند اِنّ عمل مي کند به 5 شرط
1)بطور صريح بيانگر نفي باشد يعني مشخصا نشانگر نفي عمومي باشد .
2) هر دو معمول آن يعني اسم هر دو نکره باشد
خبــر
3)خبر لاي نفي جنس بر لا مقدم نشود .
4) اسم لاي نفي جنس به آن لا متصل گردد به اين معني که چيزي بين لا و اسم آن فاصله نشود
5) حرف جارّه بر آن لا وارد نگردد مانند لا کوکبَ ساطعً
b تبصره
هر گاه حرف جارّه بر لا وارد شود در اين صورت لا از عمل خويش ملغي مي شود و ما بعد لا بوسيله حرف جارّه مجرور مي شود مانندسرتُ بلا زادٍ بدون توشه به سفر رفتم .
لا
در صورتي که لا تکرار شود و اسم لا نکره و متصل به آن باشد در اين صورت عمل کردن هر دو جايز است مانند لا حولَ و لا قوة َ اِلاّ بالله در اين جا لا تکرار شده اما عمل (( عملِ نفي جنس ))نموده است . و هم چنين باز داشتن عمل هر دو لا جايز است مانند لا حولً و لا قوهٌ اِلاّباللهِ . در اين مثال لا از عمل خويش نفي جنس باز مانده لذا اسم بعد از آن حولً و قوةً رفع شده است .
اسم لاي نفي جنس
1- مفــرد 2- مضاف 3- شبه مضاف
1) منظور از اسم مفرد: آن است که مضاف و شبه مضاف نباشد و در اين صورت اسم لاي نفي جنس مبني ميشود بر همان حرکتي که در حالت نصب عنوان مي شد مانند لارجلَ في الدار ِ .لا رجالُ في البيتِ . لا مسلمات ِفي الدارِ . لا رجلين ِ عندکم . لازائرينَ عندکم .
2)مضاف: در صورتي که اسم لاي نفي جنس مضاف باشد در چنين حالتي نصب آن واجب است يعني يا منصوب به حرکات يا منصوب به حروف مانند لارجلَ سوءٍ عندنا - لا تارکات ِ واجبٍ مُکَرّمَات ٌ.
3)هرگاه اسم لاي نفي جنس شبه مضاف باشد در اين صورت نيز مانند اسم لا که مضاف است منصوب مي گردد مانـند : لاخيراً من زيدٍ موجودٌ . مقصود از شبه مضاف هر اسمي است که به نـوعي به ما قبل خـود تعلق گيرد و وابسته به آن باشد و آن تعلق و وابستگي از دو حالت خارج نيست .
الف) يا از نظر نحوه عمل است مانند لا راکبا ًفَرَسا ً في الطريق يعني هيچ سوار شونده اسبي در راه نيست در اين مثال راکباً شبه مـضاف ناميـده مي شود چه آنکه تنها سوار شونده منظور گوينده نبوده بـلکه سوار شونده اسب مقصود گوينده است .
ب)يا از نظر عطف به ما بعدش تعلق دارد مانند لا ثلاثهَ و ثلاثين عندنا در اين مثال کلمه ثلاثين بوسيله عطف به ما بعدش تعلق يافته لذا لفظ ثلاثه شبه مضاف ناميده مي شود .
حکم صفت اسم لاي نفي جنس
اگر براي اسم لا صفتي بياوريم بر 3 موضع ميتواند باشد .
1) اگر براي اسم لا صفتي بياوريم که آن صفت نيز مفرد و متصل به اسم لا باشد چند وجه مي توان گفت
الف)مبني بر فتح مانند لا رجلَ ظريفَ في الدار ِ ، لا تاجرَ خُدّاعَ ناجحً
فتح صفت بنا بر ترکيب نعت با اسم لا مي باشد مانند لارجلَ ظريفَ في الدارِ حمل صفت بر اسم لا در فرض مذکور به منظور اتحّاد و اتصّال بين آن دو اسم لا و نعت است .
ب) منصوب لارجلَ ظريفاً ،لا تاجرَ خدّا عاً ناجحٌ
نصب صفت در صورت فوق آن است که صفت از نظر اعراب تابع بر محل است لا ( چه آنکه محل قريب اسم لا منصوبست مي باشد )
ج) مرفوع لارجلَ ظريفً في الدار ِ لا تاجر َ خدّاعٌ ناجحٌ
رفع صفت به اعتبار آن است که صفت از نظر اعراب از محلّ متبوع محلّ لا با اسم آن متابعت نموده زيرا محّل آن دو (لا با اسم خود ) بنابر ابتداء مرفوع است مانند لا رجلَ ظريفٌ في الدار
2) در صورتي که نعت مضاف يا شبه مضاف باشد دو وجه نصب و رفع جريان دارد مانند :
لارجلَ قبيحٌ فعلهُ – لارجلَ قبيحاً فعلهُ لا رجلَ صاحبَ برً ّ عندنا – لارجلَ صاحبُ برّ ً عندنا
3) هرگاه بين اسم لا و صفت چيزي فاصله شود و يا اينکه نعت غير مفرد باشد صفت را مي توان به يک از دو وجه مرفوع عنوان کرد مانند
منصوب
لا تاجرَ و صانعٌ خُدّاعانِ ناجحانِ - لا تاجرَ و صانعٌ خُدّاعينِ ناجحانِ
فاصله فاصله
حکم معطوف به اسم لا:
هرگاه اسمي معطوف به اسم لا باشد :
1-به شرط اينکه خود لا در معطوف تکرار نشود اسم معطوف را ميتوان مرفوع عنوان نمود مانند :
منصوب
لا رجلَ و امرائهً في الدار – لارجل و امرائهٌ في الدار
2- به شرط اينکه معطوف به اسم لا معرفه باشد در اين حالت رفع معرفه چه لا تکرار گردد و خواه تکرار نشود لازم است لارجلَ و لا زيدٌ في الدارِ . لا رجلَ وزيدٌ في الدارِ
خبر لاي نفي جنس
خبر لاي نفي جنس مرفوع مي باشد مانند لاسياره َ موجودٌ يا محلاً مرفوع لارجلَ في الدار ِ
خبر لاي نفي جنس در چه صورت حذف مي شود ؟
هر گاه خبر لاي نفي جنس معلوم باشد در اين صورت حذف مي گردد مانند لا بأ سَ که در اصل بدين صورت لا بأس عـلـيکَ هـيچگونه اشکالي بر تــو نيست . ادبـاء اکـثراً خـبر لاي نفي جنس که بعـد از ِالاّ آمـده حذف مي کنـند
مانند : لا اله اِلاّ الله که در اصل بدين صورت است لا الهَ موجودٌ اِلاّ اللهُ
تبصره : b
اما اسمي که بعد از اِلاّ قرار مي گيرد چنين اسمي مـرفوع مي گردد تا اينکه بدل از محلّ لا و اسم آن يعني ابتـداء باشد بعبارت ديگر لفظ الله در مثال لا اله اِلاّالله ُ نمي تواند از نظر ظاهر جايگزين اله گردد چه آنکه اگر الله را جاي اله و بدل از آن محسوب نمائيم در اين صورت اسم لاي نفي جنس معرفه مي شود در حـاليکه اسـم لاي نفي جنس بايد نکره باشد لذا لازم است الله را بدل از اسم لا به اعتبار محــلش ابتداء بدانيم چه آنکه اسم معرفه الله مي تواند در آن محل ابتداء قرار گيرد.
منابع : مبـادي العـــربيه جــلــد 2و 3و 4